zanestan

زمانه پراست از رنج هایی که میکشیم از رنج هایی که به ما تحمیل میشود و درد هایی که حالا دیگر جزء زندگی ما شده اند....به امید روشنی رهایی و آزادی

Monday, July 31, 2006

ورود فمینیسم به ایران
در بین هواداران حقوق زن ، دیدگاه رفیع خان امین و تقی رفعت از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است . این دو نفر در اواخر سال ۱۲۹٨ ه .ش برای نخستین بار مبحث فمینیسم (feminisme) را به مردم ایران معرفی کردند. آنها در روزنامه ی «تجدد» مقاله هایی با اسامی مستعار «فمینا»و «فمینیست» انتشار دادند و درباره ی لزوم حقوق زنان و موانع و مشکلاتی که بر سر این مهم وجود دارد به بحث و بررسی پرداختند.آنها مانع اساسی عدم حضور و مشارکت زنِ ایرانی در حیات اجتماعی را به نگرش مردسالار جامعه ی ایرانی باز می گردانند. تقی رفعت و دکتر امین اصلاح امور زنان و آماده ساختن آنها برای مشارکت فعال در سازماندهی جامعه ی ایران را مشروط به تحصیل و گسترش و امکانات آموزشی دختران می دانستند . آنها تأکید می کردند که دولتمردان باید اقداماتی که برای زنان در زمینه ی رشد وترقی انجام می دهند نه از روی شفقت و ترحم بلکه بر اساس وظیفه و مسئولیت دولت می باشد . .مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در این بخش در صدد اثبات و تشریح رابطه ی مستقیم بین احقاق حقوق زن با مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان هستیم . ریشه ی محرومیت های زنان را باید در عدم دخالت آنان در حوزه ی سیاست ، اقتصاد و اجتماع ببینیم. البته نه اینکه خودشان نخواهند بلکه سنت ایرانی و از همه مهم تر دیدگاه مرد سالار توان مشاهده ی به اصطلاح خود ضعیفه ها را در حوزه ی اجتماع ندارد و مکان ضعیفه را در خانه می بیند از این لحاظ برای اینکه به احقاق حقوق زنان امیدوار باشیم باید زن داخل اجتماع و سیاست شود. در این بخش تلاش برای تحقق حق رأی زنان را در عصر مشروطه بررسی خواهیم نمود .زنان امیدوار بودند که انقلاب مشروطه زندگی فردی و اجتماعی شان را دگرگون کند و به تحقیر و ستم به آن خاتمه دهد تا زنان بتوانند به حقوق خود دست یابند و به عرصه ی اجتماع گام نهند اما این انتظار در همان نخستین گام مشروطه خواهان رنگ باخت و خشم زنان را برانگیخت زیرا نویسندگان نظامنامه ی انتخابات دوره ی اول مجلس شورای ملی با اعتقاد به فرهنگ و سنت های مرد سالار حاکم بر جامعه ی ایرانی وپیروی از آنان ، زنان را از حق رأی اعم از انتخاب شدن یا انتخاب کردن و مشارکت در قدرت سیاسی محروم کردند. عملی که در آن نظام فقط از سوی زنان تجدد طلب شهری با اعتراض روبرو شد و دیگران سکوت کردند .مشروطه خواهان زنان را به کلی از حقوق بشریت و حس انسانیت عاری و بیکار پنداشته بودند در نظامنامه ی مجلس شورا ، ماده ی ۴ اشخاصی از حق رأی دادن محروم بودند و ماده ۷ محرومان از انتخاب شدن را مشخص می کند . در ماده ی ۴ اشخاصی که از حق انتخاب نمودن مطلقاً محرومند عبارتند از : اول نسوان ، دوم اشخاص خارج از رشد و آنها که تحت قیومت شرعی هستند ، سوم تبعه خارجه ، چهارم اشخاصی که خروجشان از دین حنیف اسلام در حضور یکی از حکام شرع جامع الشرایط به ثبت رسیده باشد پنجم اشخاصی که کمتر از ۲۰ سال داشته باشند ، ششم ورشکستگان به تقصیر هفتم متکدیان و اشخاصی که به وسایل بی شرفانه تحصیل معاش می نمایند هشتم مرتکبین قتل و سرقت . در ماده ی ۷ نیز زن از انتخاب شدن محروم شده بود و چنین بود که نظام مدرن مشروطه زن را در گروه نادانان ،قاتلین و دزد ها قرار داده بود .به هر حال در زمان تدوین قانون اساسی و نظامنامه ی انتخابات دو گروه زنان و رعایا (از جمله کشاورزان )مورد غفلت قرار گرفتند .دکتر غلامرضا وطن دوست در باره ی این عدم توجه به حق رأی زنان می نویسد :«البته من فکر نمی کنم مشروطه خواهان قصدشان این بود که به زنان بها ندهند و یا به آنها حق رای اعطا نشود اما چون اهداف مهم تری پیگیری می شد و زنان هم نماینده و سخنگو نداشتنند نتوانستند از حق رأی خاصی بهره مند شوند . مردان و روشنفکرانی هم که به این مسئله آگاه بودند موضوع برابری حقوق زن و مرد را چندان مورد بحث قرار نمی دادند ». شاید بتوان این ادعای دکتر وطن دوست را با مشاهده مشاجرات دوره ی اول و هم دوره ی دوم مجلس شورای ملی بر سر حق رأی زنان زیر سوال برد چرا که مشروطه خواهان تحت تأثیر نظام مرد سالار بوده و خود تعلیم دیده ی آن بودند چنانچه در مجلس دور اول می بینیم حتی بعد از مطرح شدن این بحث یکی از نمایندگان مشروطه خواه می گوید این گفتگو ها را در باب موضوع حق رأی زنان اصلاً مطرح نکنیم چرا که دون شأن مجلس است .علاوه بر این دلیل ترس از علماء و نمایندگان قشر مذهبی و سنتی باعث می شد که به اینگونه مسائل نپردازند. در دور دوم مجلس شورای ملی در جلسه ی پنج شنبه ٨ شعبان ۱٣۲۹ ه.ق هنگامی که ماده ی چهارم نظامنامه ی انتخابات در باب اشخاصی که از حق انتخاب نمودن مطلقاً محروم بودند حاج محمد تقی وکیل الرعایا نماینده ی همدان و تقی زاده مشروطه خواهِ معروف به مخالفت برخاستند .ذکاء الملک و آیت الله مدرس مخالفان وکیل الرعایا بودند. حرفها و دلایلی که ذکاء الملک در باب مخالفت با دلایل و کیل ارعایا آورد نتوانست طرفداران حامی حقوق رأی زن را قانع کند. سپس مدرس سخن گفت و به سخنان وکیل الرعایا پرداخت و گفت:«از روی برهان باید سخن گفت و برهان این است که هر چه تأمل کنیم می بینیم خداوند قابلیت در اینها(زنان) قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند .مستضعفین و مستضعفان و آنها (زنان) از این نمره اند که عقول آنها استعداد ندارد .گذشته از این که در حقیقت نسوان در اسلام تحت قیومت اند. الرجالُ قوامونَ علی النساء ِ. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت . مذهب رسمی ما اسلام است . آنها در تحت قیومت اند .ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زنها کنند .»(۱۰ )به هر حال مشروطه طلبان با این کار یعنی نظامنامه انتخابات و بعد هم تصمیم گیری در باب آن به کلی زنان را از حق بشریت و حق انسانیت عاری و بیکار پنداشته بودند . آنچه مشهود است تأثیر گزاری فرهنگ مرد سالار و سلطه ی اندیشه ی دینی در این جریانات بود . به هر حال وکیل الرعایا و تقی زاده از مدافعان حق رأی زنان در مجلس دور دوم شورای ملی بودند که به دلایل فوق این حق احقاق نشد. البته اکثریت زنان نیز خواستار چنین حقی نبودند .از میان زنان فقط زنان تجدد طلب شهری بعد از جلسه ی مجلس لب به اعتراض گشودند و به نمایندگان مخالف حق رأی زنان اعتراض کردند. انجمن مخدرات وطن نیز به عنوان یکی از مجامع تجمع زنان تجدد طلب شدیداً به نمایندگان مجلس انتقاد کردند

3 Comments:

At 7:24 PM, Blogger Muslim American said...

salaam, do you have an english blog? I heard of you and I really want to read your things.

 
At 10:52 AM, Blogger French friend said...

Many thanks for your work in Iran but do you have a French or an English site? My persian is to poor to understand your texts! Khoda hafez

 
At 8:15 AM, Blogger roya said...

Have read abour Mr. farrokhdin Parsay the father of Dr. parsay the first woman minister of education in Iran and also teh husbanvd Of Mrs. fakhrafagh parsay who had the first magazine for wone called wonen's world? He agreed to put his name of the apaper so his wife could publish a magazine, he agreed for his wife(Fakhr afagh parsay) to be a voice for women and he alongside him asks for equality of men and women specially in education in 1920? when US just got the right for women to vote? please write an article on it

 

Post a Comment

<< Home